واااااااااااااااااااااای...توروخدا بخاطر پست نذاشتنم دعوام نکنید
بخدا زندگی من این جوری شده : بخوابم.با رابین چت کنم.بخوابم! بعدشم هردو روز یبار یه چی بریزم تو شکمم تا نمیرم و باز بتونم بخوابم! دیگه حوصله ی هیچی رو ندارم!
این پست رو هم بخاطر چندتا بچه باحال گذاشتم تا ازم ناراحت نباشن و هی نگن بی معرفت!
بیاین دوست باشیم...با من مهربون باشید!
باش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
.
.
.
.
.
اخجووووووووووووووووووون! حالا میخوام متن یه اهنگو براتون بزارم
شرمنده ها! ولی وضع اینترنتم خرابه نتونستم اهنگشو براتون بزارم!
وای بچه قراره ک فردا جواب ازمون بیاد...
واااااااااااااااای....من نمیخوام بشنوم! فکر کنم از هوش برم
دوستان لطفا تو نظرات بگید ک قبول شدید یا نه!
ایشاالله همه قبول شدیم!
ادامه مطلب ...«ماریو کوتیلار» بازیگر برنده اسکار، در فیلم آتی اصغر فرهادی که در فرانسه تولید میشود، حضور خواهد داشت.
به گزارش فارس به نقل از ایندیا وایر، بعد از درخشش «ماریو کوتیلار» در فیلم «نیمه شب در پاریس» ساخته وودی آلن، این بازیگر در گام بعدی خود قرار است در فیلم جدید اصغر فرهادی که هنوز نامی برای آن انتخاب نشده حضور داشته باشد.
هنوز جزئیات چندانی در مورد این فیلم افشا نشده اما گفته میشود این فیلم تریلری اجتماعی احساسی و به مانند «جدایی نادر از سیمین» مملو از پیچیدگی است. همچنین قرار است حس تعلیق از ابتدا تا انتهای فیلم جریان داشته باشد.
فرهادی در مورد این فیلم عنوان کرد: قصد دارم در این فیلم به جای هرگونه پاسخ دادن برای بیینده سوال ایجاد کنم؛ چیزی که جهان بیش از هر چیز دیگری در این برهه به آن نیز دارد. بنا دارم سوالات جدیدی را پیش روی پاسخهای پیشین قرار دهم. این ژانر سینما به نظر من سینمای پرسشگر است.
مالهگی پیش از این، توزیع فیلمهای قبلی فرهادی - «جدایی نادر از سیمین» و «درباره الی...» - را در فرانسه برعهده داشته و برای اولینبار است که تهیهکننده فیلمی از فرهادی میشود
به سلامتی بهروز وثوق که میگه:
«رفیق» الوچه نیس که بهش نمک بزنی
پسر همسایه نیس که بهش کلک بزنی
دختر نیس که بهش چشمک بزنی
«رفیق» مقدسه ..... باید جلوش زانو بزنید
.
.
.
وااااااااااااو..... توروخدا بلندشید..... زشته زانو زدید!
هر چقدر هم هویج می خورم باز هم چشم دیدن آدم بی معرفت رو ندارم!
قابل توجه ادمای بی معرفت!
.
.
.
.
لطفا کسی ب خودش نگیره
کلی گفتم اخه چیزی نداشتم ک بگم
Note را می توان گوشی هوشمندی دانست که به دلیل نمایشگر بزرگ و قدرت پردازش بالا، به طور همزمان می تواند برای کاربر خود نقش تبلت را هم ایفا کند.
من دلم میخواهد،خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش،دوستهایم بنشینند آرام
گل بگویند و همه گل شنوند
شرط وارد گشتن،شستشوی دلهاست
شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی میکوبم
روی آن برگ نویسم ای یار،خانه ی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد هرگز،خانه ی دوست کجاست؟
.
.
.
.
.
فقط واسه روی گل اون دیوونه ای که دیروز عصبانی بود که چرا مطلب نمی ذارم!!
به خدا حوصله اینترنتو ندارم
هی روزگار.... یه روزایی بود که ب زور از پا اینترنت بلندم می کردن و حالا ....
.
.
.
راستی بچه ها؛ Galaxy s III رو دیدین؟
ب نظر من ک گلکسی نوت بهتره!!
ادامه مطلب ...
هیتلر و چارلی تقریبا همسن بودند، ...هیتلر فقط چهار روز از چارلی کوچکتر بود!
چارلی گفته: این سرنوشت ما دو تا بود که یکی دنیا را بخنده بندازه و دیگری به گریه، و اگر سرنوشت میخواست، کاملا بر عکس میشد...!
تفاوت تنها یک کلاه بود!!!
سن مغز شما چقدر است؟
خیلی جالبه حتما امتحان کنید
این تست، یک تست رایانه ای برای تخمینی از سن مغز شماست.
ابتدا روی لینک زیر کلیک کنید.
http://flashfabrica.com/f_learning/brain/brain.html
بعد دکمه استارت رو بزنید.
جای اعداد را که چند لحظه نمایش داده می شود به خاطر بسپارید
و روی جای آنها به ترتیب از کم به زیاد کلیک کنید!
بعد از چند مرحله، سن مغز شما با توجه به زمان عکسالعمل و درستی آن محاسبه و نمایش داده می شود
راستی! مغز جوان بهتر است یا مغز پیر؟ خودتان قضاوت کنید
به من هم بگید
بله همگی ما می دانیم که اینشتین این فرمول (2mc=e) را کشف کرد. اما واقعیت آن است که چیزهای کمی در مورد زندگی خصوصی اش می دانیم. پس خودتان را با مرور این هشت مورد شگفت زده کنید!
1. او با سر بزرگ متولد شد
وقتی اینشتین به دنیا آمد خیلی چاق بود و سرش خیلی بزرگ تا آن جایی که مادر وی تصور می کرد فرزندش ناقص است اما بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه های طبیعی بازگشت.2. حافظه اش به خوبی آنچه تصور می شود نبود
مطمئنا اینشتین توانسته کتاب های مملو از فرمول و قوانین را حفظ کند اما برای به یاد آوری چیزهای معمولی واقعا حافظه ی ضعیفی داشته است. او یکی از بدترین اشخاص در به یاد آوردن سالروز تولد عزیزان بود و عذر و بهانه اش برای این فراموش کاری مختص دانستن تاریخ تولد برای بچه های کوچک بود.3. او از داستان های علمی، تخیلی متنفر بود
اینشتین از داستان های تخیلی بیزار بود زیرا احساس می کرد آنها باعث تغییر درک عامه مردم از علم می شوند و در عوض به آنها توهم باطلی از چیزهایی که حقیقتا نمی توانند اتفاق بیفتند میدهد. او می گفت:(من هرگز در مورد آینده فکر نمی کنم زیرا به زودی می آید.)
4. او در آزمون ورودی دانشگاه رد شد
در سال 1895 در سن 17 سالگی اینشتین که قطعا یکی از بزرگترین نوابغی است که تاکنون متولد شده در آزمون ورودی دانشگاه فدرال پلی تکنیک سوئیس رد شد. در واقع او بخش علوم و ریاضیات را پشت سرگذاشت اما در بخش های باقی مانده مثل تاریخ و جغرافی رد شد. وقتی بعد ها از او در این رابطه سوال شد گفت:(آنها بی نهایت کسل کننده بودند و او تمایلی برای پاسخ دادن به این سوالات را در خود احساس نمی کرد.)5. علاقه ای به پوشیدن جوراب نداشت
اینشتین در سنین جوانی یافته بود که شصت پا باعث ایجاد سوراخ در جوراب می شود. سپس تصمیم گرفت که دیگر جوراب به پا نکند و این عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.6. او فقط یک بار رانندگی کرد
اینشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینان خود کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت. یک روز اینشتین در حالی که در راه دانشگاه بود با صدای بلند در ماشین پرسید: چه کسی احساس خستگی می کند؟ راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای اینشتین سخنرانی کند چرا که اینشتین تنها در یک دانشگاه استاد بود و در دانشگاهی که سخنرانی داشت کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانستند او را از راننده اصلی تشخیص دهند قبول کرد. اما کمی تردید در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از وی بپرسند او چه میکند در درونش داشت. به هر حال سخنرانی به نحوی عالی انجام شد ولی تصور اینشتین درست از آب درامد. دانشجویان در پایان سخنرانی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند. در این حین راننده باهوش گفت: سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ دهد. سپس اینشتین از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی که باعث شگفتی حضار شد.
7. الهام گر او یک قطب نما بود
اینشتین در دوران نوجوانی یک قطب نما به عنوان هدیه تولد از پدرش دریافت کرده بود. وقتی او طرز کار قطب نما را مشاهده می نمود سعی می کرد طرز کار آن را درک کند. او بعد از انجام این کار بسیار شگفت زده شد. بنابراین تصمیم گرفت علت نیروهای مختلف در طبیعت را درک کند.8. راز نهفته در نبوغ او
بعد از مرگ اینشتین در سال 1995 مغر او توسط توماس تولتزهاروی برای تحقیقات برداشته شد. هاروی تکه هایی از مغز اینشتین را برای دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد از این مطالعات دریافت می شود که مغز اینشتین در مقایسه با میانگین متوسط انسان ها مقدار بسیار زیادی سلولهای گلیال که مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است. همچنین مغز وی مقدار کمی چین خوردگی حقیقی موسوم به شیار سیلیسیوس داشته که این مسئله امکان ارتباط آسانتر سلولهای عصبی را با یکدیگر فراهم می سازد. علاوه بر اینها مغز وی دارای تراکم و چگالی زیادی بوده و همین طور قطعه اهیانه پایینی توانایی همکاری بیشتری با بخش تجزیه و تحلیل ریاضیات را داشته است.
صادق هدایت که از پیشگامان داستاننویسی نوین ایران و روشنفکری برجسته بود، در کتاب بوف کور خود می نویسد :
در زندگی درد هایی است که روح انسان را از درون مثل خوره می خورند و می زدایند، این درد ها را نه می شود به کسی گفت و نه می توان جایی بیان کرد! و اینک؛ سی و هفت درد و عیب اساسی اجتماعی ما ایرانیان که هیچوقت درمان نشد!