آنقدر دلش شکسته بود که اشک توی چشماش همینطوری داشت حلقه میزد.
رفتم پیشش گفتم چی شده، با همون حالتی که روی چرخ دستی نشسته بود گفت دلم گرفته میگفت یه روز عاشق بوده، میگفت خیلی ها دوسش داشتن.
نمیتونست زیاد حرف بزنه آخه زبونش میگرفت شدیدن با همون لحن وقتی داشتم از پیشش میرفتم گفت تو رو خدا نرو وایسا یکم با من درد دل کن.
بغلش روی یه صندلی چوبی نشستم.
میگفت وقتی دم پنجره میشینه و گریه میکنه، همه بهش میگن دیوونه.
میگفت آخه تقصیر من شد که رفت ((یارش و میگفت)) همون که یه مدت بهش عشق می ورزید انگار چند سال بود ندیده بودش. وقتی گفتم الان کجاست؟
گفت نمیدونم ولی امیدوارم حالش خوب باشه.
میگفت وقتی که سالم بودم همه دورم میچرخیدن ولی الان یکی نیست یه سلام بهم بکنه.
میگفت اومد من و رو تخت بیمارستان دید وقتی دکترا بهش گفتن فلج شدم و دیگه مثل قبل نمیتونم حرف بزنم انگار دنیا رو، رو سرش خراب کردن برای اینکه من و با این حال و روز نبینه رفت، رفتش برای همیشه، الانم منتظرش هستم.
گریم گرفت نمیتونستم وایسم پهلوش رفتم … رفتم فقط یک چیز، فقط یک چیز و خوب فهمیدم آدما هیچ وقت یه آدم و به خاطر خودش نمی خوان …
خودم رو واسه خیلی چیزها آماده کرده بودم ، واسه کلی حرف
در ماشین رو باز کرد و رو صندلی کناریم نشست . کاغذی رو داد دستم
کاغذ رو گرفتم و تو دستم مچاله کردم
ادامه مطلب ...
چشماشو بست و مثل هر شب
انگشتاشو کشید روی دکمه های پیانو .
صدای موسیقی فضای کوچیک کافی شاپ رو پر کرد .
روحش با صدای آروم و دلنواز موسیقی , موسیقی که خودش خلق می کرد اوج می گرفت .
مثه یه آدم عاشق , یه دیوونه , همه وجودش توی نت های موسیقی خلاصه می شد .هیچ کس اونو نمی
دید .همه , همه آدمایی که می اومدن و می رفتن
همه آدمایی که جفت جفت دور میز میشستن و با هم راز و نیاز می کردن فقط براشون
شنیدن یه موسیقی مهم بود .
از سکوت خوششون نمیومد .
اونم می زد .
غمناک می زد , شاد می زد , واسه دلش می زد , واسه دلشون
می زد .
خانم پاتی مالت مادر ۳۶ ساله جاستین گفت:
از ۴ سالگی در خانه ناپدری اش مورد تجاوز و آزار جنسی قرار گرفته است و در سن ۱۴
سالگی زمانی که دختر نوجوانی بوده معتاد به مواد مخدر و مصرف الکل شده است.
مادر جاستین بیبر در ادامه اضافه کرد که در سن ۱۸ سالگی حامله شده اما از سقط جنین خودداری کرده و در همان سن نوجوانی اولین فرزندش جاستین رو بدنیا آورده است.مادر جاستین بیبر اظهار داشت: در ۱۷ سالگی میخواستم با انداختن خودم جلوی یک کامیون در حال عبور خودکشی کنم اما نجاتم دادند! خانم مالِت در گفتگو با برنامه «تودی» بطور ناباورانه ای مدعی شد که اولین گریه جاستین بیبر لحظاتی پس از تولدش، شبیه آوار خواندن بود و حتی در همان زمان می شد حدس زد که این پسر در آینده خواننده می شود!
هیچوقت همسرتون رو به خاطر عیب هایی که داره سرزنش نکنید
چون اون بنده خدا
به خاطر همین عیب ها بوده که نتونسته از شما بهتر پیدا کنه !
یک تست کوتاه اما جالب :ادامه مطلب ...
ابتدا برای چند لحظه به کف دستتان نگاه کنید.
و پس از آن به ناخن های همان دستتان نگاه کنید.
(تا وقتی این دو کار رو نکردید ادامه مطلب رو نخونید، وگرنه ارزشش رو از دست میده. سر کاری نیست)