روز امتحان بود.
امتحان فیزیک .
یهو وسط امتحان یکی از بچه ها گفت:خانوم سوال 3 رو بهمون نگفتین.
همه شروع به تایید کردند.
ناگهان خانوم که حرصش در اومده بود خواست حال یکیو بگیره که اونم کسی نبود جز...
s.s.tجون خودمون.از بین این همه آدم خانوم به این گیر داد.
گفت:چرا اینقدر حرف میزنی؟ حالا بذار یه صفر بهت بدم حالت جا بیاد.
s.s.tبرگشت گفت من که چیزی نگفتم فقط گفتم تو جزوه این سوال نبود.
خانومم که دلیل منطقی برای این ماجرا نداشت فقط هی می گفت تو نظم کلاسو بهم زدی و همه چیو به شوخی گرفتی.
بحث بالا گرفت. s.s.tهی از خودش دفاع می کرد و خانوم با بی ادبی تمام با هاش حرف می زد.
اما آخر صفر رو داد... ما هم جمع دوستان رفتیم بعد از امتحان پیشش تا صفر رو پاک کنه اما خانوم پاشو کرد تو یه کفش و صفر رو پاک نکرد که نکرد.
این s.s.tنگرفت خودشم با ما بیاد نشست سر جاش. ما تنها رفتیم....
تو این ماجرا این بیشعور برنده شد. نشد یه بار ما به مقصد برسیم.....
تو رفتی اون جا بیکاری طی میکنی هی تند تند اپ میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به تو چه؟؟؟
گرفتن صفر بیشتر از هر چیزی برام لذت داره!!
چرا؟؟؟
من بیشتر از تو حرص خوردم...
سلام آبجی من ازریاضی متنفرم لطفا لینکم کن
www.senan.blogsky.com
من عاشق ریاضیم...
همون جوابی که در جواب به تو چه بهت میدم میدونی که گفتنش اینجا بد اموزی داره
من گفتم حرف زدن فایده نداره، باید یه طوری حالیش میکردیم که بفهمه خودش اشتباه کرده!
اون کلا نمی فهمه....
منم اگه جای sst بودم سرجام مینشستم!
آدم باید از حق خودش دفاع کنه